| یك سند گویا |
|
|
| نوشته شده توسط مدیر سایت | ||||
|
یكی ازتهمت های تكراری كه در جمهوری اسلامی ازطرف مقامات رسمی و غیر رسمی به جامعۀ بهائی وارد می شود، ارتباط سیاسی امر بهائی با اسرائیل و صهیونیسم علیه مسلمانان است. در تعالیم و همچنین در تاریخ دیانت بهائی و نیز در تاریخ مربوط به تشكیل دولت اسرائیل شواهد و مداركی وجود دارد كه تهمت مزبور را نفی می كند. یكی ازآن اسناد در زیر جهت اطّلاع هموطنان عزیزآورده شده است. تمنّا آنكه ملّت عزیز ایران آن را عمیقاً بررسی فرمایند تا بدانند چرا مخالفین بی انصاف و نامهربان بهائیان، ازجمله جام جم، ازارائه چنین اسنادی در ویژه نامۀ ایّام خود اباء بل ترس و واهمه دارند. موضع اهل بهاء نسبت به اسراییلعین پاسخ حضرت شوقی ربّانی را در جواب نامۀ رئیس كمیسیون مخصوص سازمان ملل متّحد در قضیّۀ فلسطین، می آورد تا هموطنان عزیزمتوجّه شوند كه ردّیّه نویسان عمداً حقایق را تحریف و مستور می دارند و اگر نقل قولی هم كنند ناقص، و حتّی محرّف، نقل می كنند تا اذهان را نسبت به امر بهائی و جامعه آن مخدوش كنند و بهائیان را دشمن مسلمین بنمایانند حال آنكه نصوص صریحه این متن، اعظم دلیل بطلان ترهّات مكذّبین است. و اینان علی رغم داشتن منابع بهائی عمداً عین تمام نصوص دربارۀ یك قضیه را ارائه نمی كنند تا آنطور كه نقشه دارند و توهّم نموده اند، عمل كنند. عین نامه ولیّ محبوب امر بهائی چنین است:[i] رئیس كمیسیون مخصوص سازمان ملل متّحداز ساحت امنع حضرت ولیّ امرالله اَرواحُنا فِداه تقاضا نمود كه منافع دیانتی بهائیان در فلسطین برای ایشان شرح و بیان گردد. در جواب تقاضای مذكور توقیع مبارك ذیل صادرشده است. مورخ سپتمبر 1947. آقای امیل سندراستوم رئیس كمیسیون مخصوص سازمان ملل متّحد در قضیّۀ فلسطین؛ جناب رئیس، مرقومۀ شریفۀ شما مورخ 9 جولای واصل و خوشوقتم از اینكه فرصتی دست داده تامختصری در خصوص ارتباط دیانت بهائی با فلسطین و نظریّۀ ما نسبت به تغیراتی كه ممكن است در اوضاع آینده این اراضی مقدّسه و مُتَنازِعٌ فیه روی دهد، به اطّلاع شما و همكاران محترمتان برسانم. برای استحضار شما، به ضمیمه این نامه شرح مختصری دربارۀ تاریخ و مقاصد و اهمّیت دیانت بهائی و همچنین جزوۀ و جیزه ای مشتمل برعقاید و نظریّات آن نسبت به وضع فعلی دنیا و تحوّلاتی كه ما امید وار و عقیده مندیم درآن روی خواهد داد، ارسال می دارم. موقعیّت بهائیان در این كشور تا حدّی منحصر به فرداست، زیرا در حالی كه اورشلیم مركز روحانی عالم مسیحیّت است، ولی مركز اداری كلیسای روم یا هیچ یك از مذاهب دیگر دیانت عیسوی نمی باشد و نیز هر چند اورشلیم در نظر مسلمانان نقطه ای است كه یكی از مقدّس ترین مقامات اسلامی در آن قرار دارد، مع ذلك اعتاب متبرّكۀ دیانت محمّدی و مركزی كه برای ادای فریضه حج بدآنجا می روند، در سرزمین عربستان است نه در فلسطین. تنها یهودیان هستند كه علاقه آنها نسبت به فلسطین تا اندازه ای قابل قیاس با علاقه بهائیان به این كشوراست؛ زیرا كه در اورشلیم بقایای معبد مقدّسشان قرار داشته و در تاریخ قدیم، آن شهر مركز مؤسّسات مذهبی و سیاسی آنان بوده است. با وصف این، موقف آنها نیز ازیك جهت با بهائیان متفاوت است، زیرا خاك فلسطین محل استقرار عرش سه طلعت اعظم دیانت بهائی بوده و نه تنها محلّ توجه و زیارت بهائیان دنیاست، بلكه در عین حال مقرّ دائمی نظم اداری بهائی است كه افتخار ریاست آن را به عهده دارم. دیانت بهایی دیانتی است به كلی غیر سیاسی وما در كشمكش و منازعۀ سخت كنونی كه در باره سرنوشت آیندۀ ارض مقدّس و مردم آن جریان دارد، از طرفی هیچ گونه مداخله و جانبداری نداشته و از طرف دیگر در نوع و چگونگی سیاست آینده این كشور نظر خاصّ و توصیه ای نداریم. مقصد و مرام ما استقرار صلح عمومی در عالم و میل و مراد ما مشاهدۀ بسط عدالت در جمیع شئون جامعۀ انسانی وازجمله در امور سیاسی است. چنانكه عده زیادی از پیروان آیین ما ازاعقاب یهودیان و مسلمین بوده و دیانت بهائی نسبت به هیچ یك از این دو گروه تعصّبی نداشته و ما بهائیان بسیار مشتاق و مایلیم به نفع مشترك خود آنها و به صرفه و صلاح كشور، میان آنها صلح و آشتی برقرار سازیم. امّا در تصمیماتی كه نسبت به آیندۀ فلسطین اتّخاذ می شود مطلبی كه برای ما اهمیّت دارد این است كه هر كس كه حكومت حیفا و عكّا را بدست می گیرد به این نكته واقف باشد كه در این منطقه مركز اداری و روحانی یك آیین جهان آرا قرار دارد و باید استقلال آن آیین و اختیار ادارۀ امور بین المللی آن بوسیله این مركز و همچنین حقّ بهائیان عموم كشورها در مسافرت به منطقۀ مزبوره برای زیارت (با همان امتیازاتی كه در این خصوص یهودیان و مسلمین و عیسویان برای زیارت بیت المقدّس دارند) رسماً شناخته و برای همیشه محفوظ و رعایت گردد. مقام حضرت باب در كوه كرمل و مرقد حضرت عبدالبهاء در همان محل و مسافرخانۀ بهائیان شرق در جوار آن و باغها و اراضی وسیعۀ حول و حوش آن مقامات (كه تمام آنها برای ورود عموم مردم از هرملّت و مذهب آزاد است) و مسافرخانۀ بهائیان غرب در پای كوه كرمل ومحلّ اقامت پیشوای جامعۀ بهائیان و خانه ها و باغهای مختلف واقع در عكّا و نواحی مجاور آن كه در دورۀ سجن حضرت بهاءالله در آن شهر به قدوم مباركش مشرّف شده و روضۀ مباركۀ حضرت بهاءالله در بهجی نزدیك عكّا با قصر مباركش كه اكنون به صورت یک مكان تاریخی و موزه در آمده (و هر دوی این اماكن برای ورود و زیارت مردم از هر مذهب و ملّت آزاد است) و همچنین متملّكات بهائی واقع در دشت عكّا – تمام این ها متصرّفات و املاك بهائیان را در ارض مقدّس تشكیل می دهد. این مطلب را نیز باید در نظرداشت كه اكثراین تملّكات از طرف دولت و شهرداری به علّت جنبۀ دیانتی كه دارند از تأدیه عوارض و مالیات معاف گردیده و قسمتی از این متملّكات وسیعه متعلّق به شعبۀ فلسطینی محفل روحانی ملّی بهائیان آمریكای شمالی و كانادا است كه بر طبق قوانین كشور به عنوان یك انجمن دیانتی شناخته و تسجیل شده است. در آینده هم محافل روحانی ملّی دیگری بوسیله شعبات خود در فلسطین قسمتی از موقوفات بین المللی این آیین را در اراضی مقدّسه تحت تملّك خواهند گرفت. نظربه مراتب فوق از شما و همكارانتان كه عضوكمیسیون هستند، خواهش دارم در سفارشها و توصیه هایی كه به سازمان ملل متّحد در خصوص آیندۀ فلسطین می كنید، حفظ و وقایت بهائیان را مورد توجّه و عنایت قرار دهید. ضمناً فرصت را مغتنم شمرده از روح صمیمیّتی كه شما و همكارانتان در انجام تحقیقات دربارۀ اوضاع مشوّش این ارض مقدّس ابراز داشته اید، مراتب قدر دانی خود را اظهار و با كمال امیدواری دعا می كنم كه در نتیجۀ مساعی و نظریّات صائبۀ شما راه حل سریع و منصفانه ای برای تصفیۀ معضلاتی كه در موضوع فلسطین پیش آمده، پیدا شود. امضاء: شوقی ربانّی -14 جولای 1947 تعداد بازديد :1753
1. یک سند گویا با تشکر از زحمات ارزشمند مدیریت محترم سایت و همکاران گرامیتان این عنوان بسیار مفیدوموثر انتخاب وتنظیم گردیده است و یقیناً مورد توجه عموم هموطنان منصف و علاقمند قرار خواهد گرفت.جانتان خوش باد. 2. تحريف حقايق سلام دوستان عزيز بهايي همانطور كه ملاحظه مي فرماييد نويسنده محترم اين متن رئيه نويسان را متهم به تحريف حقايق و تمهت زدن مي كند اما خود نويسنده واقعيت امر را نمي گويد. جناب نويسنده محترم اين بيان كه از جناب شوقي مرقوم فرموديد با فرمايش همسر ايشان كاملا متناقض است آيا براي اين موضوع پاسخي داريد؟ 3. تعجب! اسباب تعجب است كه با اين همه مقاله وسندارائه شده درهمين سايت،ونيزدرديگرسايت ها، هنوزاسراء عزيز چنين مي نويسند! اي كاش مي نوشتند منظورشان ازفرمايش مزبور، كدام است! البته احتمالاً هماني است كه درسه مقالهء روزنامهء جام جم شماره هاي16تا 19مرداد1382، بدون استدلال آورده شده! اي كاش حداقل اسراء عزيز بجاي جام جم وجه استدلال خودراروشن بيان مي فرمودند! 4. اينهم يك سند گويا همسر شوقي افندي: سرنوشت بهائيت و اسرائيل همچون حلقه هاي يك زنجير به هم پيوند خورده است. (مجله امري) 5. اراضی مقدسه دوست عزیز بیان مزبور از همسر حضرت شوقی ربانی مربوط به کتب آسمانی همچون تورات وانجیل وقران واحادیث اسلامی است. نه تنها سرنوشت دیانت بهائی، بلکه سرنوشت همهء ادیان واز جمله اسلام عزیز ونیز سرنوشت همهء جهانیان با اسرائیل( که همان اراضی مقدسهء مذکور در تورات وانجیل وقران واحادیث)به هم پیوند خورده اند.بشارات کتب مقدسه را بخوانید که کل حاکی از آمدن موعود همهء ادیان در اراضی مقدسه است! از همهء اینها گذشته، آیا سرنوشت اسلام با بیت المقدس و مسیحیت با فلسطین و یهودیت با اسرائیل پیوند نخورده؟! دوست عزیز این پیوند را خدا زده! از هزاران سال قبل در کتب مقدسهء خود آن را تأکید کرده! مقصد از این پیوند، پیوند دین بهائی با دولت اسرائیل نیست، بلکه با اراضی مقدسه ای است که زمانی در دست ترکان عثمانی و زمانی در دست انگلیس ها بود و اینک در دست اسرائیلی هاست و معلوم نیست در آینده در دست چه کسانی خواهد بود! مکه و نجف وکربلا نیز در طول تاریخ اسلام بارها دردست حکومت های مختلف بوده وهست. حکومت ها آمده ورفته اند و خواهند آمد وخواهند رفت، ولی آنچه باقی مانده عظمت ادیان مزبور است. انصاف لازم.( برای دیدن بشارات مزبور از جمله رجوع فرمائید به سایت "آئین بهائی" و " نگاه" و "نقطه نظر"). قربان شما 6. جواب افندي اولا همسر شوقي افندي نگفته اند: سرنوشت بهائيت با بيت المقدس يا با سرزمين فلسطين پيوند خورده بلكه گفته است با (رژيم) اسرائيل پيوند خورده بنابراين سخن آقاي جمشيد در تفسير گفته روحيه ماكسول خيال پردازي است. ثانيا در بالا توسط افندي اعلام شده است كه ما در كشمكش فلسطين دخالتي نمي كنيم. در حاليكه ما ميگوييم اگر اين چنين است چرا اينقدر با صهيونيستها فاميل شده اند و رابطه شما با ايشان مثال زدني شده است. و اما اين جمله افندي: "مقصد و مرام ما استقرار صلح عمومی در عالم و میل و مراد ما مشاهدۀ بسط عدالت در جمیع شئون جامعۀ انسانی وازجمله در امور سیاسی است" در حاليكه اين شعار را مي دهند كه در كنار گوششان توسط رفقايشان اينهمه جنايت صورت مي گيرد و افندي خيلي راحت مي گويد ما در كشمكش فلسطين دخالتي نمي كنيم!! و فقط شعار صلح را مي دهيم!! 7. !!!!!!! جاي بسي تعجب است كه مدير اين سايت براي رد ادعاي ارتباط بهائيت با اسرائيل اين سند را بيان كرده است حال آنكه اين مطلب خود مي تواند گوياي اين ارتباط باشد. زماني كه بهائيان از ايران اخراج و به حكومت عثماني مهاجرت كردند و از آنجا نيز اخراج گشتند (به علت اختلافات بين ازليون و بهائيون) به سرزمين فلسطين عزيمت كردند. البته اين مهاجرت به پيشنهاد انگلستان صورت پذيرفت. جناب بهاء الله در اين نامه صراحتا بي طرفي خود را كشتار مردم فلسطين اعلام كرده و در دنباله نامه ي خود با بي شرمي دم از برقراري صلح و آرامش در منطقه مي كند. حال آنكه با كشتاري اسرائيل در اين منطقه انجام داده است روي صلح و آرامش بيش از نيم قرن است كه از بين رفته است. بي طرفي بهاءالله در قضيه فلسطين خود گواه بر استقرار با ثبات اين فرقه در سرزمين هاي اشغالي است و اين ثبات است كه اينگونه اجازه داده است به سران بهائيت با كمال وقاحت دم از صلح و آرامش بزنند در حاليكه در بطن جنگ و خونريزي قرار دارند ولي به روي موضع گيري نمي كنند و از نقض حقوق بشري كه در اين منطقه در حال رخ دادن است سخن به ميان نمي آورند. از همين روي است كه اين شعارها پوچ و توخالي و بي محتوا و بي ارزش مي باشند كه صرفا براي ياوه گويان امروزي مناسب مي باشد ..... 8. راه صلح دوستان عزیزی که به روش بهائیان اعتراض دارند خوب است با خود بیندیشند راه برقراری صلح چیست. آیا برای رسیدن به صلح باید جنگید؟ آیا با نفرت و کینه می شود مشکلات را حل کرد؟ آیا کسانی که راه جنگ در پیش گرفته اند تا به حال از این همه کینه و نفرت طرفی بسته اند؟ 9. برای دوست عزیز : اسراءالرضا مهران معتزد دوست عزیزم اسراءالرضا مهران معتزد ، مسئله وابستگی بهائیان مدتی است که توسط وزارت اوقاف مصر مردود اعلام شده است. یک سری هم به این لینک بزنید: http://www.noghtenazar2.info/node/644 شیخ سالم عبدالجلیل ( معاون امور مذهبی ) در این باره چنین اظهار داشت : "هیچ دلیل و مدرکی وجود ندارد که بهائیان مصر را به حمایت از صهیونیزم متهم سازد.اما بطور کلی می گویم که وجود هر فرقه ای که آئینی غیر آسمانی را تبعیت نماید به معنای خدمت به دشمنان است. اما گفتن این مطلب که بهائیت در خدمت صهیونیزم است یا با آن رابطه دارد یا حرکت هایش حکم شده صهیونیزم است یا با آن پیوند دارد ؛ همه اینها اتهاماتی بدون مدرک و سند است و بارها توسط نهادهای اطلاعاتی ، و نه محققین اسلامی مطرح شده است. ما نه تنها دعوت به گفتگو را قبول می کنیم بلکه در واقع از سایرین که با آنها اختلاف عقیده داریم نیز دعوت به گفتگو می کنیم تا به زمینه مشترکی دست یابیم " (ترجمه) (1) 10. دعا دعایی از حضرت عبدالبهاء: هُو اللّه ای خداوند مهربان به فرياد بيچارگان برس ای پاک يزدان بر اين اطفال يتيم رحم فرما ای خداوند بی نياز اين سيل شديد را قطع کن ای خالق جهانيان اين آتش افروخته را خاموش کن ای داد رس به فرياد يتيمان برس ای داور حقيقی مادران جگر خون را تسلّی ده ای رحمان رحيم بر چشم گريان و دل سوزان پدران رحم نما اين طوفان را ساکت کن و اين جنگ جهانگير را به صلح و آشتی مبدّل فرما توئی بينا و شنوا . ع ع 11. تاریخ بیچاره در دست دوستان دوستان عزیز، مجدداً کامنت آقا رضا رو که در بالا آمده و درزیر کپی پیست کرده ام ببینید!هرکی تونست ایراد های تاریخیشو بگیره یه صدآفرین داره!زیاد سخت نیست! رضا جان دوستت داریم "جاي بسي تعجب است كه مدير اين سايت براي رد ادعاي ارتباط بهائيت با اسرائيل اين سند را بيان كرده است حال آنكه اين مطلب خود مي تواند گوياي اين ارتباط باشد. زماني كه بهائيان از ايران اخراج و به حكومت عثماني مهاجرت كردند و از آنجا نيز اخراج گشتند (به علت اختلافات بين ازليون و بهائيون) به سرزمين فلسطين عزيمت كردند. البته اين مهاجرت به پيشنهاد انگلستان صورت پذيرفت. جناب بهاء الله در اين نامه صراحتا بي طرفي خود را كشتار مردم فلسطين اعلام كرده و در دنباله نامه ي خود با بي شرمي دم از برقراري صلح و آرامش در منطقه مي كند. حال آنكه با كشتاري اسرائيل در اين منطقه انجام داده است روي صلح و آرامش بيش از نيم قرن است كه از بين رفته است. بي طرفي بهاءالله در قضيه فلسطين خود گواه بر استقرار با ثبات اين فرقه در سرزمين هاي اشغالي است و اين ثبات است كه اينگونه اجازه داده است به سران بهائيت با كمال وقاحت دم از صلح و آرامش بزنند در حاليكه در بطن جنگ و خونريزي قرار دارند ولي به روي موضع گيري نمي كنند و از نقض حقوق بشري كه در اين منطقه در حال رخ دادن است سخن به ميان نمي آورند. از همين روي است كه اين شعارها پوچ و توخالي و بي محتوا و بي ارزش مي باشند كه صرفا براي ياوه گويان امروزي مناسب مي باشد ....." 12. اين دورويي را پاسخ دهيد جناب هد هد اولا سران مصر با اسرائيل همدست هستند چه اينكه اين همدستي را اخيرا در حمايت از حمله به غزه و بستن گذرگاه رفح مشاهده كرده ايد ثانيا به مطلب زير توجه كنيد: در ارديبهشت 1342 اجلاس تعيي كادر مركزي بهائيان جهان در حيفا بر گزار شد. در اين مراسم كليه حاضران به مناسبت فوت رئيس جمهور اسرائيل اسحاق بن زاوري يك دقيقه سكوت كردند و پيام تسليت فرستادند. اخبار امري 1342 ش8و9 ص505 آيا تاكنون مدافعين صلح و حقوق بشريت يعني بهائيان براي كودكان مظلوم فلسطيني نيز يك دقيقه سكوت كرده اند يا حتي يك پيام تسليت فرستاده اند. اين دورويي را چگونه پاسخ مي دهيد. 13. به مناسبت ماه محرم لوحی از حضرت عبدالبهاء: هوالله، ای دوست عبدالبهاء، قدری در بلایای اولیاء سَلَف نظر نام. حضرت سیّد الشّهداء روحی لِشَهادَتِهِ الفِداء در دشت کربلا در دست اَعدا مَحصور گشته؛ حتّی آب گوارا را مضایقه داشتند. حنجر مبارک به خنجر ظلم بریده شد و جسدهای مطهر به خاک و خون آلوده گشت. سرهای بلند زینتِ رِماح شد و نفوس مقدسّی به تیغ جفا ریز ریز گردید. اموال به تاراج رفت و ارواح به مِعراج شتافت؛ مَخَدرّاتِ بی تقصیر اسیر عشایر و اقوام شد و اطفال معصوم پایمال سم ستوران گشت. ولی عاقبت این موهبت بود که آن حضرت به آن موفق گردید و این نحوست ابدی بود که یزید در آن مُستغرق گردید. پس معلوم شد که بلا در سبیل الهی عین عطاست و عذاب، عذبِ فُرات. و علیک التّحیّة و الثّناء ع ع 14. ببینید http://www.velvelehdarshahr31.info/content/view/125/37/ 15. دلايل شما شما دلائل خود را براي بي تقصير بودن خود و نداشتن ارتباط خاص با صهيونيسم در بالا گفتيد. حال در رابطه با دورويي بيت العدل كه در كامنت قبلي هم مطرح شده جوابي بيان كنيد. آيا اين يك تهمت است يا يك واقعيت؟ متشكرم 16. برای آخرین بار من برای اولین بار در این قسمت مطلب می نویسم و از آنچه در همان وهله اول موجب حیرت بنده گردیده است، صبر و تحمل و مدارای بیش از حد جوابگویان بهائی به یک سئوال کهنه و تکراری از افرادی نظیر مهران و همفکرانش می باشد که ظاهراً به هر دری می زنند تا شاید به تصوّر واهی خویش، ثابت کنند که بهائیان در زمان های گذشته وابسته به کشورهای روسیه،انگلیس و آمریکا بوده و امروزه که اسرائیل بیش از هر وقت دیگر مورد خشم و غضب شیعیان ایران است نباید شکی به خود راه داد که بهائیان "بالا بِرَن، پائین بیان " وابسته به رژیم غاصبِ اسرائیل هستند. شاید هم فردا یک جورهائی بتوانند بعضی از مردم دنیا یا لااقل گروهی اندک از ایرانیانِِ نا آگاه به تعالیم صلح دوستانه بهائی را اغفال نمایند و با استفاده از فنونِ مدرن ِعکاسی،چند تن از بهائیانِ سرشناس را در حالی که مثلاً پشتِ تانک های اسرائیلی نشسته و در حالِ بمب بارانِ مناطقِ فلسطینی می باشند را میکس کرده و به معرض نمایشِ عموم گذارند، تا شاید آنچه را که خودشان و مسئولین ِپشت پرده قبول ندارند در بد نام کردن هر چه بیشتر جامعه بهائی تلاشی مضاعف نمایند. البته بعداً برای اینکه وجدانشان را راحت کنند، پیش خود می گویند که قرائن نشان می دهد که بهائیان در طول تاریخ 165 ساله خود، پیوسته وابسته به ابر قدرت ها بوده و هستند. اگر بگوئیم چرا و به چه دلیل؟ خواهند گفت: مگر می شود کسی ادعای باطلی کند و او را چهار ماه در یک فاضلاب ِحمام، زیر غل و زنجیر قرار دهند، سپس چهل سال در کشور عثمانی در حال تبعید و زندانی باشد، حال به جای آنکه نیست و نابود شود،امروزه پیروانش موفق شوند در بیش از 180 کشور جهان محافلِ ملی تشکیل داده و به انعقادِِ هزاران محفل محلی اقدام نمایند؟!مگر می شود بیست هزار نفر از آن ها را در چند وهله قتلِ عام نمود،آثارشان را غارت کرد، حق آزادی بیان را از آنها سلب نمود،دانشجویانشان را به دانشگاه راه نداد،کارمندان و کارکنان ادارات و وزارت خانه ها را از کار برکنار کرد،حتی حقوق بازنشستگی و بیمه را قطع نمود و آن وقت با این همه اقدامات و انتشار اکاذیب و افترائات،روز به روز در پیشرفت و تعالی باشند،به طوریکه از سازمان ملل متحد گرفته، تاهزاران نفر از آزاد اندیشانِ جهان،در صدد احقاقِ حق و دفاع از حقوقِ پایمال شده بهائیان برآیند؟! آن وقت فریاد می زنند نه، نمی شود، اصلاً با عقل و منطق جور در نمی آید،حتماً کاسه ای زیر نیم کاسه است و مثل روز روشن است که دست های قویِّ اَبر قدرت ها، آنها را حمایت و ساپورت می کنند. لذا این طور به نظر می رسد که جواب دادن و صرفِ وقت نمودن برای امثال این دوستان تا زمانی که عینک تعصب و غرض و بدبینی را از چشم خویش برندارند،بی فایده است.بنابراین در این مواقع به فرموده حضرت بهاءالله، باید آنها را به حال خود واگذاشت و در حقشان دعا نمود. ع-روشنی 17. بهائيت و دفاع از صلح جناب روشني بجاي فرار از واقعيت بهتر است به سئوال مطرح شده در مورد دورويي بيت العدل در مورد ادعاي دفاع از صلح و حقوق بشر و سكوت در مقابل كشتار فلسطينيان پاسخي بيابي، نه اينكه مانند ديگر همكيشان خود فقط با كلمات بازي كني. يا بگوييد ما فقط از بعضي مظلومان دفاع مي كنيم و يا بگوييد تا جايي از صلح دفاع مي كنيم كه به سلطه صهيونيسمها خللي وارد نشود. 18. حیرت دوستان عزیز! آیا کسی پیدا نشد اشکالات تاریخی کامنت آقا رضا را پیدا کند؟! سمانهء عزیز نوشته اید:"شما دلائل خود را براي بي تقصير بودن خود و نداشتن ارتباط خاص با صهيونيسم در بالا گفتيد. حال در رابطه با دورويي بيت العدل كه در كامنت قبلي هم مطرح شده جوابي بيان كنيد. آيا اين يك تهمت است يا يك واقعيت؟" اول بفرمایید دلایل مزبور را قبول کردید؟ با تشکر نوشتن نظر |
||||
| < بعد | قبل > |
|---|

